تبليغاتX
عشق در قلم یک عاشق

عشق در قلم یک عاشق

دوستان عزیز

خیلی ممنونم از تمام دوستای عزیزم که برام نظر میزارن.

مخصوصا از احمد دوست عزیزم، سحر، امین و دیگر دوستان عزیزم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

سلام به همه ی دوستان گلم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت   توسط   | 

تمامی نوشته های زیر نوشته های خودم می باشد و امیدوارم از خواندن آنها لذّت ببرید.

راستی نظر یادتون نره حتما نظرتون رو بگید.

ممنونم از شمایی که با نظرات گرمتون به من انرژی فوق العاده ای می بخشید

....................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

به نام خدا

به نام خدایی که که خیلی ها با همین تمامش می کنند.

به نام خدایی که فقط اوست که هم راه فقیران به نفیرشان می رسد.

به نام اربابی که در آن هیچ است و همه چیز.

به نام خدایی که هر نفس همه است و هیچ کس با او نیست.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

افق روشن

به افق چشمانم نگاه کن  

که پلک هایم چگونه چو ابری جلوی خورشید را می گیرند

و اشکانم چو باران از آسمان چشمانم به روی گونه هایم می ریزد

و حال با حال استیصال تو را می خوانمت   ...

به نفیر دلم گوش کن

که چو شمعی در حال سوختن است

می سوزد و می گرید

و از آتش دوریت گریه های دلم چو بخار به آسمان می رود

آسمان چشمانم

...................................................................................................

و چند جمله ی ژر معنی برای دوست داران این جملات:

فقط خواهش می کنم کمی روی آنها فکر کنید شاید درس بزرگی از جملات کوتاه بگیرید.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

روزی ات را از آن خواهش کن که منتظر در خواست توست!

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

حدّاقل یک روز را آن باش که می خواهی نه آن که مردم می خواهند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نا خوشم از آنان که بی تفکّر پا به تفکّر می گذارند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

گاه باید برای دانایی خود را به نادانی زد.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

گاه باید برای رفتن ماند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خوشبویی عطر را فقط از بویش بفهم نه آنکه از عطّار باز بپرسی.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

ذهن

نوشته در توست

کشور در توست

جهان در توست

دنیا در توست

عالم در وجود توست

و همه در ذهن توست

پس یک عالم را بیکار مگذار!

..................................................................................................................................

جوهر عاشق

قلمم را بر کاغذ می نهم                                    تا که خونش بر ورق ها بر نهم

تا که خون عشق رویش هک شود                        تا که برگ گل عشق بر آن نهم

ذهن من عاری شد از هر نوع شعر                        پس قلم گوید شعر من می نهم

شعر او زیبا تر از شعر من است                    چون که عشق خویش من بر آن نهم

عشق من در دل من نیست در قلم                        خون عشق است و آن را وا نهم

**********************************************

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

عشق لا یتناهی

به دیدار تو من عشق دگر باز نیابم                                  عشقی که به سر آمد و چون تو را نیابم

دگر باره خواهم باز گویم روضه ی عشق                                     تا که دل صاحب عشقم باز یابم

در صحن سحر خیز چشمان گریان                                               زیبا رویی یک فرشته را بیابم

گر باز بخوانم ز تو شعری بر جوهر                                         جوهر تمام آید که دگر شعر نیابم

شاعر دل مگو که عدم عشق بر آمد                                    چون گر دل او عشق شود او را یابم

هر نفس می بینمش بر صحن چشمم                                  عشق چشمان مرا کور نمود نور نیابم

ای هر نفس از عشق تو نور نیابم                                      عشقی برسان تا چو یعقوب نور بیابم

.................--**************************--................

برخی از گفته های فیلسوف بزرگ: فریدریش نیچه

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

به راستي، هر چه کمتر داشته باشي، تو را کمتر دارند: خوشا اندک تهي دستي!

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

چه بسيار کسان که مي خواستند ديوشان را از خود بيرون کشند و خود به گراز بدل شدند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

هرگز نخواهي توانست خود را براي دوستت چنان بيارايي که بايد بيارايي. پس براي او خَدَنگي و اشتياقي به اَبَر انسان باش.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

براي همدردي با دوست بايد خود را در زير پوسته اي ستبر نهان کند، چنان که براي شکافتنش دنداني از تو بر سدّ آن بشکند. همدردي اين گونه لطف و شيريني خواهد داشت.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

احساس ها همه در من به رنج اند و در بند. اما خواست ام همیشه چون آزادی بخش و شادی بخش به سویم می آید.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

به راستی، خوش نمی دارم اینان را، این نرم دلان را، که از رحم خویش شاد اند.

زیرا از شرم چیزی نمی دانند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دوستای عزیز قسمتی ازبقیه ی این گفته ها را هفته های دیگه روی وب می گذارم. حتما سر بزنید.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

فرشته

بین چگونه است گردش ایام در این روزگار///           گردش ایام بین و دلت به دریا سپار 

این دل زخمی شکسته کز غم تو نوشته      ///       بس شعرهای زیبا و خواهد یک فرشته

تو فرشته ی منی ولی روی زمین خدا         ///         هوریان را نخواهم بهشت را کنم رها

تا که تو را دارمت دنیا بهشت من است       ///        گر در بهشت نباشی آن جهنم من است

ای دل عاشق مسوز عشق دگر مرده است    ///    گر بخواهد تو را حتم تو را خوانده است

گر بشنود صدایت عاشق کند صاحب را        ///    چون با صدای دلم موم است سنگ خارا

        ........-***********************-........                

دوستتان دارم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

::::لطفأ در قطعه ی زیر کمی تفکر کنید::::

یک قطعه ای زیبا از رابیندرانات تاگور، شاعر بزرگ هندی و مشرق زمین است.

به ترجمه ی:محمد تقی مقتدری

 

پروردگارا!

پروردگارا، دعایم به درگاه تو این است:

بی نوایی و تنگ چشمی را از دلم ریشه کن ساز و از بیخ و بن بر کن؛

اندکی نیرویم بخش تا بتوانم بار شادی ها و غم ها را تحمل کنم.

نیرویی به من ارزانی فرما تا عشق خود را در خدمت و کمک، ثمر بخش سازم.

توانی به من عطا فرما که هیچگاه چیزی از بی نوایی نستانم و در برابر گستاخ و مغرور، زانوی دنائت خم نکنم.قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جیفه های نا چیز روزگار بی نیاز کنم و از هر چه رنگ تعلّق پذیرد، آزادش سازم.

و نیرویی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهایت محبت تسلیم خواسته ها و رضای تو کنم.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

فصل سحر خیز

در چشم تو آبی ترین فصل سحر خیز        ///               بر دوش باغ شعر من شولای پاییز

من خالی ام از استعاره از تغزّل               ///           با یک نفس طوفان طبعم را بر انگیز

تا واژه ها روح مسیحایی بگیرند              ///              باز از صلیب شعر روحم را بیاویز

ققنوسم از بالهایم شعله ی شعر                 ///            می بارد و با مرگ و خاکستر گلاویز

ای تشنه ی یک شعر شیرین، زخمی درد        ///               از طعم شور چشم هایم بپرهیز

تو در چشم من و چشم من در آیینه جا ماند    ///     من خالی ام از خود و تو از خویش لبریز

دستی به پشتم می زند آرام شاعر           ///           از روی نعش شعر های خویش بر خیز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق با تو بود و من با عشق

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

دل شکسته

ای که می بینی مرا با چشمی از پستوی پلک/تو مبین این گونه من را که دلم می شکند

ای که می خندی به من با دو لب چون گوهرت/ تو مکن مسخره من را که دلم می شکند

کم کم این دیده و خنده عاشقی عاقبتش /نکند آخرعشقم به جدایی که دلم می شکند 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

***دوستان عزیز و گرامی***

برای رفتن به صفحه ی بعد در قسمت http://komeyekhaly.blogfa.com کلیک کنید. 

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  | 

ذهن

بچه ها من یه وبلاگ جدید زدم اگه دوست داشتین یه سر بهش بزنین.

توش چند تا کد قالب وبلاگ گذاشتم که شاید بدردتون خورد.

http://veblognevisi.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط ali  |